على محمدى خراسانى
30
شرح مكاسب (فارسى)
كند . ] ولى اگر در ضمن عقد عاريه معير با مستعير شرط ضمان كند مثلا بگويد : اين اتومبيل را به شما مىدهم تا از سفر مشهد مقدّس برگرديد ولى هر نوع خسارتى پيدا شد خود شما جبران كنيد . چنين عاريهاى ضمانآور است . 2 - در اجارهء منزل و مركب و مانند آن ، بدون شرط ضمان ، مستأجر ضامن عين مستأجره نيست ، و عين نزد او امانت است . ولى اگر در ضمن عقد اجاره شرط ضمان شد و موجر با مستأجر طى كرد كه هر خسارتى به منزل وارد شد ، شما بايد از عهده برآئيد ، چنين اجارهاى اگر صحيح و جامع الشرائط باشد ، ضمانآور است . 3 - در هبهء معوّضه دو مبنا وجود دارد : الف : در حقيقت نوعى هبه است كه تمليك مجّانى باشد ، ولى در ضمن آن شرط عوض هم شده است . ب : در حقيقت نوعى معاوضه است كه هريك از طرفين ملتزم به پرداخت عوض شدهاند . حال اگر نوعى معاوضه [ بيع يا صلح يا معاوضهء مستقل ] باشد كه حتما موجب ضمان است . و نفس معاوضه مقتضى ضمان است نه شرط در ضمن آن . ولى بنابر اينكه نوعى هبه باشد خود عقد هبه موجب ضمان به عوض نيست ، ولى شرط در ضمن آن خواهان چنين ضمانى است . حال سئوال اينست : عقد فاسد كه از حيث اقتضاء ضمان تابع عقد صحيح است . آيا در قسم اوّل تابع است ؟ يعنى آنجاها كه عقد صحيح بنفسه موجب ضمان بود ، فاسد العقد هم موجب ضمان است يا در قسم ثانى هم تابع است يعنى حتى اگر عقد صحيح بشرطه موجب ضمان باشد باز فاسد چنين عقدى موجب ضمان است ؟ پس اگر به اجارهء فاسد شرط ضمان عين شد ، باز هم مستأجر ضامن باشد ؟